كاش بودي تا دلم تنها نبود
كاش بودي تا دلم تنها نبود
غمزده ، افسرده حال اينجا نبود
كاش در عشق من و تو نازنين
اينهمه شايد، اگر، اما نبود
فرض كن حسي به نام عشق نيست
فرض كن حسي ميان ما نبود
من تفال مي زدم، حافظ نوشت
حاصل جمع تو و او، ما نبود
كاش مي شد لااقل مرز وصال
انتهاي وسعت دريا نبود
ماه شبهاي مني ، من ديدة ام
ماه شبها اينهمه زيبا نبود
كاش بودي تا دلم تنها نبود
كاش بودي تا غمت اينجا نبود
سید قاسم نظام
غمزده ، افسرده حال اينجا نبود
كاش در عشق من و تو نازنين
اينهمه شايد، اگر، اما نبود
فرض كن حسي به نام عشق نيست
فرض كن حسي ميان ما نبود
من تفال مي زدم، حافظ نوشت
حاصل جمع تو و او، ما نبود
كاش مي شد لااقل مرز وصال
انتهاي وسعت دريا نبود
ماه شبهاي مني ، من ديدة ام
ماه شبها اينهمه زيبا نبود
كاش بودي تا دلم تنها نبود
كاش بودي تا غمت اينجا نبود
سید قاسم نظام
+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم اسفند ۱۳۸۹ ساعت 12:24 توسط a_r
|